یانی من
این بوسه های من است که می وزد درباد
سه شنبه دوم اسفند هيچ كلمه اي نميتونه اون لحظه بهشتي رو توصيف كنه ياني با تكرارش سلول به سلول منو به معراج ببر. دوست دارم همنفسم. میگذاریمش دست نخورده با خاطره هایش باقی بماند من ویانی حالا خانه مان جای دیگری است یک خانه روشن با پنجره های روبه دریا ویک ساحل دنج که پراز صدف وگوش ماهی است یانی! انگشتهایت را برقصان بر کلیدها می روم برای چای بیاورم یادت باشد که چای دغدغه عاشقانه خوبی است برای بوسه گرفتن بهانه خوبی است مرا بی بهانه ببوس یانی بی بهانه نمیدونم چرا تو این خونه یه جوری ام دلم یه خونه واقعی میخواد دست ودلم نمیره به نوشتن میدونم میای وبه اینجا سر میزنی اما من اینجا رو دیگه دوست ندارم وقتی تو هستی پشتم به یه کوه گرمه خیالم راحت راحته که هر اتفاقی بیفته تو هستی واین خیلی آرامش بخشه درسته که همش پیش هم نیستیم اما من که دارم مدام باهات زندگی میکنم زندگی قشنگیه فقط بعضی وقتا بدجوری دلتنگتم حسای قشنگتو دوست دارم این روزا خیلی خوش تیپی دریا. چشم نخوری عزیزم یانی به نظرت شدنی نیست ما یه خونه داشته باشیم یه جای دور؟ نمیشه نه؟ ولی اگه میشد خیلی قشنگ ورویایی بودا . نه؟ حتی اگه ماهی یه بار فقط میتونستیم بریم اونجا رویا قشنگه. ازاینکه با تو رویا میسازم خوشحالم ورویاهامو دوست دارم ماه منی یانی جونم قربون اون انگشتات برم که میرقصن روی کلیدا بهترینم اون حس عجیب ،طعم گرم وگیرای آغوشته که انگار با من به دنیا اومده وهمیشگی ومادامه. انگار همیشه مال من بوده فقط ازم دوره امشب زمستونه ولی انگار بهارپشت پنجره ست چقدر شیرین وگرم وامنه آغوشت مست توام بارون امشب درگير يه حس عجيبم اين حس عجيبو به حافظ گفتم خودت بخون چي گفته. اين حس ادامه داره بقيه شو به وقتش ميگم فقط اميدوارم ازم گذشته باشي. يعني منو بخشيدي ياني؟ قربون اون چشمات برم قربون نفسات بي قرارترم كردي لالم از توصيفش.
| Design By : nightSelect.com |

